تو از دردی که افتادست بر جانم چه می دانی ¤دلم تنها تو رادارد ولی با او نمی مانی¤تمام سعی تو کتمان عشقت بود در حالی¤که از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهانی¤فقط یک لحظه آری با نگاهی اتفاق افتاد¤چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
تو از دردی که افتادست بر جانم چه می دانی ¤دلم تنها تو رادارد ولی با او نمی مانی¤تمام سعی تو کتمان عشقت بود در حالی¤که از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهانی¤فقط یک لحظه آری با نگاهی اتفاق افتاد¤چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی