مرَرتُ بقصائدي بكلّ شبر من قدميكِ .. إلى آخر خصلة شعر طويلةْ سافرتُ من عين إلى عين .. هاجرت إلى قلبكِ .. أقمتُ فيه كثيرا .. وكان لي مدّا ظليلا لكنني حين أرى عينيكِ تقتربانْ أتذكرُ .. إني كنتُ أحاول الوصولَ .
دوست داشتن قشنگه ولی پیدا کردن عشق حقیقی سخته دلتنگی برای عشقت قشنگه ولی چه کسی برای تو دلتنگ میشه؟ اصلا کسی هست؟ اینجا تنهایی من هست اینجا دنیای من هست خسته از همه جا؛؛؛ دیگه میل و رغبتی برای دوستی نیست مینویسم از احساساتم چون اینجا دنیایی از تنهایی برای من هست اسمم تنهاست؛؛ و غروبم پر از غم؛؛ سکوت دوست جدید من؛؛